X
تبلیغات
آواز اصیل ایرانی

به نام خداوند یزدان

سلام و عرض ادب

 

معرفی آواز اصفهان

گـوشه‌های آن عبارتند از: 1ـ درآمـد؛ 2ـ جامه‌دران؛ 3ـ بیات راجع یا راجه؛ 4ـ حـزین راجع؛ 5ـ گــوشه‌ی خجـسته؛ 6ـ گــوشه‌ی عــراق؛ 7ـ سوزوگـداز؛ 8ـ عشـاق یا اوج؛ 9ـ بـوسلیـک؛ 10ـ صـوفـی‌نامه؛ 11ـ نغمه؛ 12ـ اصفهانک؛ 13ـ مثنوی؛ 14ـ مثنوی عبری

1ـ درآمد: به دستگاه ماهور مراجعه شود.

2ـ جامه‌دران: نام نواييست ازجمله مصنفات نكيسا، او اين نوا را چنان نواخت كه همه‌ی حضار از شور و شوق جامه‌هاي خود بر تن دريدند، بنابراين آن را جامه‌دران ناميدند (آنندراج) نوايي از موسيقي، جامه‌دران (انجمن آراء).

مطرب بنوايي ره  ما  بي‌خبران  زن

 

ما جامه‌درانيم ره جامه‌دران زن

شيخ عبدالسلام پيامی (به نقل از آنندراج)

نه‌گل‌ازدست‌غمت‌رست ‌و نه بلبل در

 

همه را نعره‌زنان جامه‌دران مي‌داري

(حافظ)

گوشه‌ی جامه‌دران در آواز افشاري، بيات اصفهان و بيات ترك، در رديف عبدالله دوامي آمده است. در رديف موسي معروفي گوشه‌ی جامه‌دران در دستگاه همايون هم آمده است. در رديف منتظم‌الحكماء يكي از گوشه‌هاي بيـات ترك، همايون و راست‌پنجگاه، ذكر شده است. حاتم عسکري گوشه‌ی جامه‌دران را در دستگاه نوا نيز خوانده است.

* جامه‌دران در فرهنگ‌هاي ديگر به صورت در راه جامه‌دران (ره جامه‌دران) آمده است، گوشه‌ی جامه‌دران تقريباً در همه‌ی دستگاه‌ها و آوازها قابل اجرا است.

3ـ بيات راجع يا راجه: اصطلاحي در موسيقي قديم براي وتري يا سيمي كه مناسب وتر ديگر به نام «ساير» بايد به طور مطلق يعني دست باز مضراب برسد كه در حقيقت كار «واخون» را انجام مي‌دهد و نمونه‌اش چهار مضراب تار و سه‌تار است (واژه‌نامه‌ی جامع).

* در موسيقي قديم سيم اول را «ساير» يعني سيركننده و سيم مضراب‌خور پايه را «راجع» مي‌گفتند.

4ـ حزين راجع: واژه‌ی حزين به معناي غمگين و اندوهناك مي‌باشد و نواي آن داراي حزن و اندوه خاصي است و در پـرده‌هاي گوناگون از دستگاه‌ها و آواز‌ها نواخته و خوانده مي‌شود، گوشه‌ی حزين حالت بالارونده دارد.

حزين در شور، نوا، سه‌گاه، چهارگاه، ماهور، بيات راجع، راست‌پنجگاه و افشاري اجرا مي‌شود.

5ـ گوشه‌ی خجسته: مبارك، ميمون (برهان قاطع) (خُ جَ تِ). نام گلي است زردرنگ و میان آن سياه مي‌شود و آن را هميشه‌بهار مي‌گويند (برهان قاطع).

خجسته نام يكي از شعبات دستگاه «راست» از موسيقي مقامي آذربايجان نيز هست، خجسته در رديف استاد دوامي در دستگاه نوا خوانده مي‌شود.

اين گوشه در رديف اصفهان، به روايت استاد كسايي در آواز اصفهان اجرا مي‌شود.

6ـ گوشه‌ی عراق: به ماهور رجوع شود.

7ـ سوزوگداز: واژه‌ی سوزوگداز به معناي سوختن و گداختن است و اشاره و كنايه از دردي جانكاه در دل داشتن و دم نزدن است، نوای گوشه خود مبين معناي واژه است.

يكي از گوشه‌هاي دستگاه همايون در رديف فرصت‌الدوله شيرازي در كتاب بحورالالحان ضبط شده است.

در رديف استاد دوامي، ميرزا عبدالله و استاد تاج اصفهاني در پرده‌ی بيات راجع اصفهان اجرا مي‌شود.

8ـ عشاق يا اوج: عشاق يكي از دوازده مقام قديم است. مقصود از عشاق قديم، آوازي است كه اكنون اساتيد در رديف دستگاه‌هاي نوا و راست‌پنجگاه مي‌نوازند، نه آن لحني كه اكنون به نام عشاق در دشتي يا اصفهان يا همايون مي‌خوانند و مي‌نوازند. اساتيد مسلم گذشته عشاق را در دشتي، اصفهان و همايون اجرا مي‌كردند و چون اوج را با عشاق پيوندي بود شايد بدين مناسبت اوج را عشاق گفته‌اند.

بخوان عشاق را در روز مجبور

 

 

شوي‌چون‌از وصال دوست مهجور

از پرده‌ی عراق به عشاق تحفه بر

 

 

چون‌‌راست و بوسليك‌ خوش‌الحانم ‌آرزوست

افلاطون گويد، مقام عشاق فايده دارد براي مرض‌هاي مزمن مهلك، مانند امراض قدمين و نقرس و بادهاي گرم و خشك و تر، عشاق را از برج عقرب و تأثيرش گرفته‌اند.

9ـ بوسليك: به ماهور رجوع شود.

* بوسليك در دستگاه ماهور و راست‌پنجگاه به صورت تحرير در آواز اجرا مي‌شود اما بوسليك در همايون و اصفهان مخصوصاً در رديف اصفهان به چند وزن گوناگون شعري اجرا مي‌شود كه كاملاً با ماهور و راست‌پنجگاه متفاوت است.

10ـ صوفي‌نامه: به دستگاه ماهور رجوع شود.

* گوشه‌ی صوفي‌نامه در رديف ميرزا عبدالله و استاد دوامي: ساقي‌نامه به سه بخش ساقي‌نامه، كشته‌ومرده، و صوفي‌نامه اجرا شده است، همچنين استاد دوامي در آواز اصفهان گوشه‌ی صوفي‌نامه را به صورت گوشه‌ی مجزا آورده‌اند. استاد كسايي گوشه‌ی صوفي‌نامه را در دستگاه همايون قبول دارند.

11ـ نغمه:

شده نغمه‌ی چنگ بر سوگ مرگ

 

كه خواهد فرود لختي تار و برگ

(فردوسي)

نغمه آواز خوش را گويند. نغمه دقيقاً همان معني «نوا» غربي را دارد. نغمه عبارت است از توالي يك رشته اصوات موسيقي با امتدادهاي گوناگون كه از شنيدن مجموع آنها لذتي درك شود. نغمه سرمايه‌ی اصلي موسيقي است و در حقيقت خوبي و بدي آن در صورتي است كه در شنونده كاملاً اثر نمايد. (روح‌الله خالقي ـ نظري به موسيقی ـ بخش اول)

نكته ـ به آوازها نغمه هم مي‌گويند، نغمه در دستگاه‌ها و آوازهاي گوناگون با حالت‌هاي متفاوت آمده است:

1ـ در مخالف سه‌گاه و چهارگاه و نوا و شور به شكل تحرير آمده است، البته که‌گاهي با كلام هم اجرا مي‌شود.

2ـ در آواز اصفهان بر وزن مفعول فاعلات مفاعيل فاعلان مي‌آيد، مانند:

ماسرخوشان‌مست‌دل‌ازدست داده‌ایم

 

هم‌راز عشق و هم نفس جام باده‌ایم

3ـ در دستگاه راست‌پنجگاه بر وزن فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان مي‌آيد.

12ـ اصفهانك: واژه‌هاي اصفهان، اسپاهان، صفاهان، سپاهان همگی دلالت بر یکی از مقامات دوازده‌گانه‌ی قدیم و از منشعبات حزین دستگاه همایون است. تصغیر واژه‌ی اصفهان، اصفهانک بوده و به عبارتی دیگر اصفهان کوچک معنی می‌دهد. یاقوت حموی گوید: «اصفهانک قصبه‌ی کوچکی است در طریق اصفهان و اکنون این شهرک حکم قریه‌ی بزرگی را دارد.» گوشه‌ی اصفهانک را بعد از گوشه‌ی عراق به حالتی که عراق را به آواز بیات اصفهان تبدیل می‌کنند، البته در حد اشاره که به آن حالت اصفهانک می‌گویند.

گوشه‌ی اصفهانک را در دستگاه ماهور، آواز افشاری، دستگاه نوا، دستگاه راست‌پنجگاه، آواز اصفهان و دستگاه همایون می‌نوازند و می‌خوانند.

 

13ـ مثنوی: مثنوی‌هایی را که از قدیم معمول بوده‌اند، مثنوی‌هایی هستند که در آوازهای ترک، افشاری، اصفهان و دستگاه سه‌گاه و چهارگاه (هدی و پهلوی) مثنوی مخالف خوانده می‌شوند، بعدها صاحب نظران با ذوق مثنوی‌هایی در آوازها و دستگاه‌های دیگر متداول کرده‌اند، مانند مثنوی‌های دشتی، ماهور، نوا (گوشه‌ی شاه‌ختایی).

 

مثنوی در دستگاه‌ها و آوازهای دیگر موسیقی ایرانی که از آنها در بالا ياد نشده نیز قابل اجرا است ولی معمول نیست، مانند آواز ابوعطا، دستگاه شور و همایون.

 

البته هدی و پهلوی در اصل در دستگاه سه‌گاه اجرا می‌شده‌اند لیکن از آنجا که تمام گوشه‌های سه‌گاه عیناٌ در چهارگاه نواخته و خوانده می‌شوند، هدی و پهلوی نیز در هر دو دستگاه قابل اجرا هستند که شامل درآمد (هدی) و مخالف (پهلوی) است و هدی پهلوی در اصل مثنوی است. (حسین علیزاده، جزوه‌ی مثنوی در دستگاه‌های موسیقی ایران)

 

مثنوی‌خوانی ازجمله حالاتی است که دراویش اهل حق در خانقاه‌ها و مراکز تجمع و عبادت بیشتر به خواندن آن مبادرت می‌ورزند، در مجموع مثنوی‌خوانی در همه‌ی دستگاه‌ها و آوازها قابل اجرا است.

 

نمونه‌ی شاخص مثنوی را استاد شجریان در آواز افشاری خوانده است که در ماه رمضان هر روز پيش از افطار در رادیو و تلویزیون پخش می‌شود.

 

14ـ مثنوی عبری: نوعی از مثنوی است که در آواز بیات اصفهان خوانده می‌شود، عبری یعنی زبان کلیمی‌ها و چون لحن خواندن این نوع مثنوی شباهت به لحن کلیمی‌ها داشته و تبلور گوشه‌ای از نیایش‌هاي آنهاست و معمولاٌ از پرده‌ی درآمد تجاوز نمی‌کند. (راه و رسم منزلها ـ اعظمی‌کیا)

 

اصفهان از متعلقات دستگاه همايون مي‌باشد و از درجه‌ی چهارم دستگاه همايون و يا نت تونيك آواز اصفهان چهارم گام همايون است. فواصل نت‌ها در بيات اصفهان بدين شكل است:

دوم بزرگ، سوم كوچك، چهارم درست، پنجم درست، ششم نيم بزرگ، هفتم بزرگ، هشتم درست

1ـ دوم بزرگ (1)؛ 2ـ دوم كوچك (5/0)؛ 3ـ دوم بزرگ (1)؛ 4ـ دوم بزرگ (1)؛ 5ـ دوم نيم بزرگ (75/0)؛ 6ـ دوم بزرگ (1)؛ 7ـ دوم نيم بزرگ (75/0)

يادآوري: دو نوع اصفهان معمول است، يكي اصفهان با محسوس نيم پرده و ديگري با محسوس نيم بزرگ كه اين نوع دوم يعني محسوس نيم بزرگ اصفهان قديم نام دارد.

محسوس نيم بزرگ در اصفهان fa : mi (كرون) است.

***

گوشه‌هاي آواز اصفهان:

1ـ درآمد: نت گواه و نت ايست آن درجه‌ي چهارم همايون يا درجه‌ی اول خود گام مي‌باشد، گستره‌ي نواي آن از درجه‌ي اول گام همايون تا درجه‌ي چهارم گام اصفهان مي‌باشد.

 

2ـ جامه‌دران: نت گواه آن درجه‌ي دوم و نت ایست آن درجه‌ی اول گام اصفهان مي‌باشد و گستره‌ي نوای آن از درجه‌ي دوم گام همايون تا درجه‌ی هفتم گام همايون يا درجه‌ي چهارم گام اصفهان مي‌باشد.

3ـ بيات راجع: نت گواه و نت ايست آن درجه‌ي دوم اصفهان مي‌باشد و گستره‌ي نوای آن از درجه‌ي اول اصفهان تا درجه‌ي پنجم مي‌باشد.

4ـ حزين راجع: نت گواه آن درجه‌ي چهارم گام اصفهان و نت ايست آن درجه‌ي دوم گام اصفهان مي‌باشد و گستره‌ي نوای آن از درجه‌ي اول گام اصفهان تا درجه‌ي ششم گام مي‌باشد و در ضمن درجه‌ي ششم ربع پرده كم مي‌شود.

5ـ گوشه‌ی خجسته: نت گواه آن درجه‌ي ‌سوم گام اصفهان و نت ايست آن درجه‌ي اول گام اصفهان مي‌باشد و گستره‌ي نوای آن از درجه‌ي سوم گام همايون تا درجه‌ي پنجم گام اصفهان مي‌باشد و در ضمن فاصله‌ی بين درجه‌ي هفتم و درجه‌ی هشتم در اين گوشه، نيم پرده يا دوم كوچك است، يعني اگر اصفهان fa باشد  miبه كار مي‌شود.

6ـ بيات درويش حسن: نت گواه و نت ايست آن درجه‌ي اول گام اصفهان مي‌باشد و گستره‌ي نوای آن از درجه‌ي اول گام همايون تا درجه‌ي سوم گام اصفهان مي‌باشد.

7ـ عراق: نت گواه آن درجه‌ی چهارم و ايست آن درجه‌ي اول مي‌باشد، درجه‌ي سوم ربع پرده زياد مي‌شود و درجه‌ي ششم ربع كم مي‌شود و گستره‌ي نوای آن از درجه‌ي ‌اول گام اصفهان تا درجه‌ي ششم مي‌باشد.

8ـ سوزوگداز: نت گواه و ايست آن درجه‌ي دوم مي‌باشد و گستره‌ي نوای آن از درجه‌ي سوم گام همايون تا درجه‌ي پنجم گام اصفهان مي‌باشد.

بر وزن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيل مي‌باشد.

9ـ اوج يا عشاق: نت گواه آن درجه‌ي پنجم و نت ايست آن درجه‌ي چهارم گام اصفهان مي‌باشد و گستره‌ي نوای آن از درجه‌ي اول تا درجه‌ي ششم گام اصفهان مي‌باشد، در اوج يا عشاق درجه‌ي سوم ربع پرده زياد مي‌شود.

* يادآوري ـ در گام اصفهان كه درجه‌ي هفتم و هشتم بين4/1 و 2/1 پرده است، اگر درجه‌ي هفتم كرون باشد مايه‌ی اصفهان به نغمات مخالف سه‌گاه تبديل مي‌گردد و در اصفهان صحيح نيست، يعني مثلا ً‌در اصفهان  faنت mi  را بايستي يا بكار گرفت يا بين بكار و كرون گرفت كه نمونه‌ی دوم بهتر و حسي‌تر است (بين بكار و كرون بگيريم).

 10ـ گوشه‌ی بوسليك: نت گواه آن درجه‌ي‌ پنجم و نت ايست اول آن درجه‌ی سوم، ایست دوم روی درجه‌ی دوم ایست نهایی درجه‌ي اول مي‌باشد، گستره‌ي نوای آن از درجه‌ي اول تا درجه‌ی هفتم گام اصفهان مي‌باشد.

11ـ صوفي‌نامه: نت گواه آن درجه‌ي اول اصفهان و نت ایست آن درجه‌ی دوم همایون مي‌باشد و گستره‌ي نوای آن از درجه‌ي اول گام همايون تا درجه‌ي ششم گام اصفهان مي‌باشد. بر وزن فعولن فعولن فعولن ‌فعل مي‌باشد.

مانند روايت استاد محمود كريمي:

شبي ياد دارم كه چشمم نخفت

 

شنيدم كه پروانه با شمع گفت

     * يادآوري ـ در گوشه‌ی صوفي‌نامه فاصله‌ی درجه‌ي هفتم و هشتم دوم كوچك یعنی 2/1 مي‌باشد.

12ـ نغمه: نت آغاز و گواه آن درجه‌ي ‌پنجم و نت ايست آن درجه‌ي‌ دوم مي‌باشد و گستره‌ي‌ نوای آن از درجه‌ی سوم همايون تا درجه‌ي پنجم گام اصفهان مي‌باشد.

بر وزن مفعول‌ فاعلات مفاعيل فاعلان. مانند روايت استاد دوامي:

ماسرخوشان‌مست‌دل‌ازدست داده‌ایم

 

هم‌راز عشق و هم نفس جام باده‌ایم

استاد شجريان گوشه‌ی نغمه را با همين شعر در كاست چشمه‌ی نوش اجرا كرده‌اند.

13ـ اصفهانك: نت گواه آن درجه‌ي پنجم و نت ايست آن درجه‌ي چهارم گام اصفهان مي‌باشد، گستره‌ي نوای آن از درجه‌ي سوم تا هفتم گام اصفهان مي‌باشد. گوشه‌ی اصفهانك را بعد از گوشه‌ی عراق، نوای عراق را تبديل به آواز اصفهان مي‌كند كه به آن گوشه‌ی اصفهانك مي‌گويند.

14ـ مثنوي: بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات مي‌باشد، در مثنوي كليه‌ی گوشه‌ها قابل اجرا است، پس نت گواه مشخصي ندارد و گستره‌ي نوای آن از درجه‌ي اول گام همايون تا آخرين درجه‌ی گام مي‌باشد.

15ـ مثنوي عبري: نت گواه آن درجه‌ي‌ اول مي‌باشد و گستره‌ي نوای آن تا درجه‌ي چهارم مي‌باشد.

 

16ـ حالات آواز اصفهان: از آوازهاي قديمي است كه نام آن در كتاب‌هاي قديم موسيقي ايران نوشته شده است و آن را بيات اصفهان هم مي‌گويند. آوازيست گاه شوخ و خوشحال و گاه محزون و غمگين ولي روي‌هم‌رفته جذاب و دلرباست. توقف رونمايان حالتي ويژه روي آن ايجاد مي‌كند كه با حالت مقام كوچك متفاوت است، لذا از شنيدن اصفهان، انسان زياد ملول و متأثر نمي‌شود در صورتي‌كه شاد و خوشحال هم نمي‌گردد، پس حالتش بين اندوه و شاديست. (روح الله خالقي)

 

كاست شماره‌ی 1ـ انتظار (2) ـ بيات اصفهان ـ خواننده: استاد شجريان ـ سرپرست گروه: محمد‌جلیل عندلیبی

1ـ درآمد:

خرم آن روز كزين منزل ويران بروم

 

راحت جان طلبم وز پي جانان بروم

2ـ اشاره به جامه‌دران:

گرچه‌دانم‌كه‌به جايي ‌نبرد راه غريب

 

من‌به بوي سر آن زلف پريشان بروم

3ـ بيات راجع:

دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت

 

رخت‌بربندم و تا ملك سليمان بروم

4ـ اشاره به حزین راجع:

دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت

 

رخت‌بربندم و تا ملك سليمان بروم

5ـ اوج يا عشاق:

چون‌صبا با تن بيمار و دل بي‌طاقت

 

به هواداري آن سرو خرامان بروم

6ـ قرچه:

نذركردم‌گر ازاين غم به درآيم روزی

 

تادر ميكده شادان و غزل‌خوان بروم

7ـ اشاره به رضوي و فرود به عشاق:

نذركردم‌گر ازاين‌غم به در آيم روزي

 

تادر ميكده شادان و غزل‌خوان بروم

به هواداري او ذره‌صفت رقص‌كنان

 

تالب‌چشمه‌ی‌خورشيد،درخشان‌بروم

8ـ اشاره به راجع و فرود:

نازكان را غم احوال گرفتاران نيست

 

پارسايان‌مددي‌تاخوش و آسان بروم

تصنيف ما سرخوشان، بر روي گوشه‌ی نغمه در ميزان 8/6

ماسرخوشان‌مست‌دل‌ازدست داده‌ايم

 

همرازعشق و همنفس جام باده‌ايم

بر ما بسي‌ کمان ملامت كشيده‌اند

 

تاكار خود ز ابروي جانان گشاده‌ايم

چون‌لاله‌مي‌ مبين ‌و قدح‌درميان ‌کار

 

اين‌داغ‌بين‌كه بردل خونين نهاده‌ايم

كار از تو مي‌رود مددي اي دليل راه

 

انصاف مي‌دهيم و ز ره افتاده‌ايم

اي‌گل‌تودوش‌داغ ‌صبوحي كشيده‌اي

 

ما آن شقايقيم كه با داغ زاده‌ايم

چون‌لاله‌مي‌‌مبين‌‌و‌قدح ‌در ميان ‌کـار

 

اين‌داغ‌بين‌كه‌بر دل خونين نهاده‌ايم

1ـ اشاره به اوج يا عشاق و تبديل به گوشه‌ی شكسته:

به‌مژگان‌سيه‌كردي‌هزاران‌رخنه‌دردينم

 

بياكزچشم‌بيمارت‌هزاران‌دردبرچينم

2ـ اشاره به شكسته:

الااي‌همنشين‌دل‌كه‌يارانت‌برفت‌ازياد

 

مراروزي‌مبادآن‌دم‌كه‌بي‌يادتوبنشينم

3ـ اشاره به شكسته‌ی قره‌باغ:

جهان‌ پيرست ‌و بي‌بنياد، از اين ‌فرهادكش‌فرياد

 

 

كه‌ كرد افسون ‌و نيرنگش‌ ملول ‌از جان شيرينم

4ـ رهاب:

جهان‌فاني‌وباقي،‌ فداي شاهدوساقي

 

كه‌سلطانی‌عالم‌راطفيل‌عشق مي‌بينم

5ـ فرود به اصفهان:

اگربرجاي‌من‌غيري‌گزينددوست‌حاكم‌اوست

 

حرامم‌باداگرمن‌جان‌بجاي‌دوست‌بگزينم

6ـ سوزوگداز:

نصيب كس نه بي‌درد دل ما

 

چه بسيار غم بي‌حاصل ما

كسي بو از غم و دردم خبردار

 

كه دارد مشكلي چون مشكل ما

دلي ديرم كه بهبودش نمي‌بود

 

نصيحت مي‌كرم سودش نمي‌بود

به بادش مي‌دهم نش مي‌برد باد

 

بر آتش مي‌نهم دودش نمي‌بود

7ـ مثنوي اصفهان:

در دل و جان خانه كردي عاقبت

 

هر دو را ويرانه كردي عاقبت

آمدی کاتش در این عالم زنی

 

وانگشتی تا نکردی عاقبت

اي ز عشقت عالمي ویران شده

 

قصد اين ويرانه كردي عاقبت

من تو را مشغول مي‌كردم دلا

 

ياد آن افسانه كردي عاقبت

اي دل مجنون و از مجنون بتر

 

مردي مردانه كردي عاقبت

عشق را بي خويش بردي در حرم

 

عقل را دیوانه كردي عاقبت

شمع عالم بود عقل چاره‌گر

 

شمع را پروانه كردي عاقبت

جان جانداران سركش را به عشق

 

عاشق جانانه كردي عاقبت

8ـ تصنيف عاشقان مست، برگرفته از نوای كردي در ميزان 7 ضربي

***

كاست شماره‌ی 2 ـ جان عشاق ـ خواننده: استاد شجريان ـ آهنگ: مشكاتيان

 

1ـ درآمد:

هماي اوج سعادت به دام ما افتد

 

اگر تو را گذري بر مقام ما افتد

2ـ خجسته:

حباب‌وار  بر اندازم از نشاط كلاه

 

اگر ز روي تو عكسي بجام ما افتد

شبي كه ماه مراد از افق طلوع كند

 

بود كه پرتو نوري ببام ما افتد

3ـ بيات راجع:

ملوك‌راچوره‌خاك‌بوس‌اين در نيست

 

كي التفات مجال سلام ما افتد

 

 4ـ عشاق:

چوجان‌ فداي‌لبش‌شدخيال‌مي‌بستم

 

كه قطره‌ای ز زلالش بكام ما افتد

  5ـ قرچه:

خيال‌زلف‌توگفتاكه‌جان وسيله مساز

 

كزين شكار فراوان بدام ما افتد

  6ـ فرود:

زخاك‌كوي‌توهردم‌كه‌دم ‌زند حافظ

 

نسيم گلشن جان در مشام ما افتد

  7ـ اشاره به خجسته:

به نااميدي از اين در مرو بزن فالي

 

بود كه قرعه‌ی دولت به نام ما افتد

  8ـ بوسليك:

نگارينا دل و جانم تو باشي

 

همه پيدا و پنهانم تو باشي

نمي‌دونم كه اين درد از كه ديرم

 

همي دونم كه درمانم تو باشي

 9ـ تصنيف جان عشاق

 

***

كاست شماره‌ی 3 ـ گلبانگ استاد شجريان ـ آواز: اصفهان ـ شعر: حافظ

1ـ درآمد:

پيش‌ازاينت‌بيش‌ازاين‌غمخواري‌عشاق‌بود

 

 

مهرورزي تو با ما شهره‌ی آفاق بود

2ـ بيات درويش حسن:

يادبادآن‌صحبت‌شب‌هاكه‌با نوشين‌لبان

 

 

بحث‌سرعشق‌وذكر حلقه‌ی عشاق بود

3ـ بيات راجع:

از دم صبح ازل تا آخر شام ابد

 

 

دوستي‌ومهربريك‌عهدويك ميثاق بود

4ـ بيات راجع، اشاره به حزين:

سايه‌ی‌معشوق‌اگرافتادبرعاشق چه‌ شد

 

 

مابه‌اومحتاج بودیم‌واوبه‌به‌مامشتاق‌بود

5ـ عشاق يا اوج:

بردر شاهم گدايي‌نكته‌اي‌دركاركرد

 

 

گفت ‌بر سر هر خوان ‌كه ‌بنشستيم‌خدا رزاق‌بود

6ـ فرود:

حسن‌مه‌رويان‌‌مجلس‌گرچه ‌دل‌مي‌بردودين

 

 

بحث‌مادرلطف‌طبع‌و خوبي اخلاق بود

7ـ اشاره به گوشه‌ی خجسته:

رشته‌ی‌ تسبيح ‌اگر بگسست ‌معذورم بدار

 

 

دستم ‌اندر دامن ساقي‌ سيمين ساق بود

8ـ فرود به درآمد:

شعرحافظ‌در زمان آدم اندر باغ خلد

 

دفترنسرين و گل را زینت اوراق بود

***

كاست شماره 4 ـ آواز: طاهرزاده ـ آواز: اصفهان ـ شعر: سعدي

 

1ـ درآمد:

برآتش‌تو نشستیم و دود شوق برآمد

 

توساعتي‌ننشستي كه آتشي بنشاني

2ـ اشاره به گوشه‌ی خجسته:

توراكه ديده ز خواب خمار باز نباشد

 

رياضت‌من‌شب‌تاسحرنخفته ‌چه‌داني

3ـ بيات راجع:

به‌پاي‌خويشتن‌آيندعاشقان‌به‌كمندت

 

كه‌هركه‌راتوبگيري‌زخويشتن برهاني

4ـ اوج:

من‌اي‌صباره‌رفتن‌به‌كوي‌دوست ندانم

 

تو ميروي بسلامت سلام ما برسانی

5ـ فرود:

سرازكمندتوسعدي‌به‌هيچ‌روي نتابم

 

اسيرخويش‌گرفتي‌بكش‌چنان‌كه‌تواني

***

کاست شماره 5 ـ خواننده: پريسا ـ بيات اصفهان ـ كمانچه: داوود گنجه‌اي، سه‌تار: جلال ذوالفنون ـ سنتور: رضا شفيعان ـ تار: عطاءالله جنگوك مقدسي ـ تهيه و تنظيم براي گروه درويش: رضا شفيعيان ـ ني: محمد موسوي ـ عود: شاپور رحيمي ـ ضرب: مرتضي اعيان

تصنيف آب حيات از شيدا ـ شعر: سعدي ـ در ميزان 4/6 ـ آغاز آواز بيات شيراز با كمانچه ـ شعر آواز: مولانا

1ـ درآمد بيات شيراز: بدون شعر

2ـ درآمد دوم:

آن‌راكه‌درون‌دل عشق و طلبي باشد

 

چون‌دل‌نگشايددر آن را سببي باشد

3ـ جامه‌دران:

رو بردر دل بنشين كان دلبر پنهاني

 

وقت سحري باشد يا نيم شبي باشد

4ـ بيات راجع:

جانی‌كه‌جدا گردد جوياي خدا گردد

 

او نادره‌اي باشد او بوالعجبي باشد

5ـ سوزوگداز با سه‌تار:

شنو پندي ز من اي يار خوش‌كيش

 

به خون دل برآيد كار درويش

يقين مي‌دان مجيب‌ومستجاب است

 

دعاي سوخته‌ی درويش دل‌ريش

چو آن سلطان بي‌چون را بديدي

 

غني گشته رهيدي از كم و بيش

چو پختي در هواي شمس تبريز

 

از اين خامان بيهوده مينديش

* يادآوري ـ گوشه‌ی بيات شيراز از گوشه‌هاي بيات اصفهان است كه خودش مانند گوشه‌ی شوشتري دستگاه همايون مي‌تواند آواز مستقل باشد، در اين كاست همه‌ي گوشه‌ها بر مبناي بيات شيراز اجرا شده‌اند، همچنين در گوشه‌ی بيات شيراز بين درجه‌ي هفتم و هشتم، دوم كوچك است، يعني اگر اصفهان  faباشد mi ، بكار مي‌شود.

روي دوم ـ تصنيف: ناديده رخت ـ آهنگ: تاج‌السلطنه، به روايت استاد پايور ـ در ميزان4/6

1ـ عشاق يا اوج:

جانی‌كه‌جدا گردد جوياي خدا گردد

 

او نادره‌اي باشد او بوالعجبي باشد

2ـ اشاره به قرچه:

آن ديده كزين ايوان ايوان دگر بيند

 

صاحب‌نظري‌باشد شيرين‌لقبي باشد

3ـ اشاره به رضوي و تبديل به درآمد اصفهان:

آن‌كس‌كه‌چنين‌باشدباروح‌قرين‌باشد

 

درساعت‌جان‌دادن او را فرجي باشد

4ـ مثنوي:

چون‌كه‌گل‌رفت و گلستان درگذشت

 

نشنوي زآن پس ز بلبل سرگذشت

چون‌كه‌گل‌رفت‌و گلستان شد خراب

 

بوي گل را از كه جويیم از گلاب

جمله معشوق است، عاشق پرده‌اي

 

زنده معشوق است، عاشق مرده‌اي

عشق خواهد كاين سخن بيرون بود

 

آينه‌ات غماز نبود چون بود

***

کاست 6 ؛ دل شيدا ـ روي‌آ ـ خواننده: شهرام ناظري ـ بيات اصـفهان ـ سرپرست گـروه: استاد پايور ـ شعر: شيخ سعدی

 

1ـ درآمد اول بدون

شعر:

2ـ درآمد دوم:

شب‌فراق‌كه‌داندكه‌تا سحر چند است

 

مگركسي‌كه‌به‌زندان‌عشق‌دربند است

3ـ جامه‌دران:

بگفتم از غم دل راه بوستان گيرم

 

كدام‌سرو به‌بالاي دوست مانند است

4ـ بيات راجع:

فراق‌ياركه‌پيش‌تو برگ كاهي نيست

 

بيا و بردل‌من‌بين كه كوه الوند است

زدست‌رفته‌نه تنها منم در اين سودا

 

چه‌دست‌هاكه‌زدست‌توبرخداونداست

5ـ فرود:

پيام من كه رساند به يار مهرگسل

 

كه‌برشكستي‌وما را هنوز پيوند است

تصنيف من ندانستم، از شيدا ـ در میزان 4/6 ـ روي ب

1ـ عشاق:

مشنواي‌‌دوست‌که‌غيرازتومراياري‌هست

 

ياشب‌وروزبه‌جزفكرتوأم‌كاري‌هست

2ـ عشاق، اشاره به قرچه:

به‌كمندسرزلفت نه من افتادم و بس

 

كه‌به‌هرحلقه‌ي‌موي‌توگرفتاري‌هست

 3ـ اشاره به قرچه و فرود:

گربگويم‌كه‌مراباتو سر و كاري‌نيست

 

در و ديوارگواهي بدهد كاري هست

من‌چه‌درپاي تو ريزم كه‌پسندتو بود

 

سروجان‌رانتوان‌گفت‌كه‌مقداري‌هست

تصنيف از غم عشقت، از شیدا، در ميزان 8/6

***

كاست شماره‌ی 7 ـ گنجينه‌ی آواز ايراني، موسسه‌ی فرهنگي و هنري ماهور ـ آوازهاي اقبال‌ آذر (2) ـ تار: علي‌اكبر شهنازي ـ ويلن: ابراهيم منصوري

 

1ـ درآمد:

 

مي‌خوردن‌وشادبودن آيين من است

 

فارغ‌بودن‌ زكفرودين، دين من است

2ـ جامه‌دران:

 

گفتم‌به‌عروس دهر كابين تو چيست

 

گفتا دل خُرمّ تو كابين من است

3ـ بيات راجع:

خيام اگر ز باده مستي خوش باش

 

با ماه‌رخي اگر نشستي خوش باش

4ـ اشاره به حزين راجع و فرود:

چون عاقبت كار جهان نيستي است

 

انگاركه‌نيستي‌چون‌هستي‌خوش‌باش

***

     كاست شماره‌ی 8 ـ خواننده: رضاقلي ميرزا ظلي ـ بيات اصفهان

1ـ درآمد:

ديدن‌روي‌توودادن‌جان‌ مطلب‌ماست

 

پرده‌بردارزرخساركه‌جان‌برلب ماست

2ـ جامه‌دران:

بت روي‌ تو پرستیم ‌و ملامت ‌شنویم

 

 

بت‌پرستي‌اگراين‌است‌كه‌اين‌مذهب‌ماست

3ـ بيات راجع:

شرب‌مي‌بالب‌شيرين‌توماراست حلال

 

بي‌خبرزاهدازاين‌ذوق‌كه‌درمشرب‌ماست

4ـ فرود:

نيست‌جزوصف‌رخ‌وزلف‌تو ما را سخني

 

درهمه‌حال‌ومه‌اين‌قصه‌ی‌روزوشب‌ماست

***

كاست شماره‌ی 9 ـ اديب خوانساري ـ بيات اصفهان ـ موسسه‌ی ماهور

1ـ درآمد:

خبرت‌هست‌كه‌بي‌روي‌توآرامم نيست

 

طاقت‌بار فراق اين همه ايامم نيست

2ـ جامه‌دران:

خالي‌ازذكرتوعضوي‌چه حكايت باشد

 

سرمويي‌به‌غلط‌در همه اندامم نيست

3ـ بيات راجع:

گرهمه‌شهربه‌جنگم‌به‌درآيندو خلاف

 

من‌كه‌درخلوت‌خاصم‌خبرازعالم‌نيست

4ـ اوج يا عشاق:

به‌سراپاي‌تواي‌دوست‌كه‌از دوستي‌ات

 

خبرازدشمن‌وانديشه‌زدشنامم نيست

 5ـ فرود:

دوست دارم اگرم لطف كني ور نكني

 

 

به‌دوچشم‌توكه‌چشم‌ازهمه‌انعامم‌نيست

سعديا نامتناسب حيواني باشد

 

 

هركه‌گويدكه‌دلم‌هست‌ودل‌آرامم‌نيست

6ـ مثنوي:

باده از ما مست شدني ما از او

 

عالم از ما هست شدني ما از او

هر كه را جامه ز عشقي چاك شد

 

او زحسن و عيب كلي پاك شد

 

***

كاست شماره‌ی 10 ـ خواننده:  دردشتي ـ آواز: اصفهان

1ـ درآمد:

دوش در حلقه‌ی ما زلف دل‌آرام نبود

 

 

تا به نزديك سحر هيچ دل آرام نبود

2ـ جامه‌دران:

حلقه‌ی‌دام‌نجات‌است‌همه‌طـره‌ی‌دوست

 

 

واي‌برحالت‌مرغي‌كه در اين ‌دام نبود

3ـ بيات راجع:

جزبدان‌آهوي‌وحشي‌كه‌به‌من‌رام‌نگشت

 

 

دل وحشت‌زده با هيچ كس آرام نبود

4ـ عشاق يا اوج:

مايل گوشه‌ی ابروي تو بودم وقتي

 

كه‌نشان‌ازمه نو بر لب اين بام نبود

   5ـ قرچه:

جلوه‌گرحسن‌تو ازعشق من آمد آري

 

صبح معلوم نمي‌گشت اگر شام نبود

6ـ فرود:

فتنه‌درشهر زهر گوشه نمي‌شد پيدا

 

چشم فتّان تو گر فتنه‌ی ايام نبود

7ـ صوفي‌نامه: در ميزان 4/4

بيا ساقي آن مي كه حال آورد

 

كرامت فزايد كمال آورد

به من ده كه بس بي‌دل افتاده‌ام

 

وزين هر دو بي‌حاصل افتاده‌ام

بيا ساقي‌آن مي كه عكسش زجام

 

به كيخسرو جم فرستد پيام

بده ساقي آن مي كزو جام جم

 

زند لاف بينايي اندر عدم

من آنم كه چون جام گيرم بدست

 

ببينم در آن آينه هر چه هست

ميم ده مگر گردم از عيب پاك

 

بر آرم ز عشرت سري زين مغاك

بده تا برويت گشايند باز

 

در كامراني و عمر دراز

***

كاست شماره‌ی 11 ـ ردیف آوازی استاد عبداله دوامی ـ بیات اصفهان

1ـ درآمد:

توانگران‌که به جنب سرای درویشند

 

ضرورت‌است‌که‌یک‌دم‌از او بیندیشند

2ـ بیات راجع:

توای‌توانگرحسن‌از غنای درویشان

 

خبرنداری اگرخسته‌اند و گر ریشند

توراچه‌غم‌که‌یکی‌از غمت‌به‌جان‌آمد

 

که‌دوستان‌توچندان‌که‌می‌کشی‌بیش‌اند

3ـ سوز و گداز:

مرا عشقت چنان آزاد کرده

 

که از وصلت مرا بیزار کرده

عیادت می‌کنی بیمار خود را

 

مرا این آرزو بیمار کرده

4ـ اوج:

مرابه‌علت‌بیگانگی‌زخویش‌مران(2)

 

که‌دوستان‌توچندان‌که‌می‌کشی‌بیش‌اند

 

5ـ مثنوی:

بشنو از نی چون حکایت می‌کند

 

وز جدایی‌ها شکایت می‌کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند

 

وز نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

 

تا بگویم شرح درد اشتیاق

من به هر جمعیتی نالان شدم

 

جفت بدحالان و خوش حالان شدم

***

لیست تصنیف‌ها:

1ـ بهار دلنشین

2ـ بت چين

3ـ من ندانستم از اول

4ـ امشب شب مهتاب

5ـ ماه غلام رخ زيباي توست

6ـ باشد از لعل تو يك بوسه تمناي دلم

7ـ بوي جـوي مـوليان؛ 8ـ ناديده رخـت

9ـ ايران

10ـ سلسله‌ی موي دوست

***

 

1ـ آواز: بيات اصفهان(1) بهاردلنشين ـ آهنگ: روح‌الله خالقي ـ شعر: بيژن ترقي ـ خواننده: استاد بنان، سيما بينا

تا بهار دلنشين آمده سوي چمن

 

 

اي بهار آرزو بر سرم سايه فكن

چون نسيم نوبهار بر آشيانم كن گذر

 

 

“تاكه‌گلباران‌شود كلبه‌ی ويران من” (2)

تا بهار زندگي آمد بيا آرام جان

 

 

تا نسيم از سوي گل آمد بيا دامن‌كشان

چون‌شنيدم‌برسر آتش‌نشان بنشين دمي

 

 

چون‌سرشكم‌دركنار،بنشين،نشان‌سوزنهان

تا بهار دلنشين آمده سوي چمن

 

 

اي بهار آرزو بر سرم سايه فكن

بازآببين‌درحيرتم‌بشكن‌سكوت خلوتم

 

 

چون‌لاله‌ی‌تنهاببين،برچهره آه حسرتم

اي‌روي‌تو آينه‌ام، عشقت غم ديرينه‌ام

 

 

بازآچوگل‌دراين‌بهار،سررابنه بر سينه‌ام

تا بهار دلنشين آمده سوي چمن

 

 

اي بهار آرزو بر سرم سايه فكن

***

2ـ بت چين ـ شعر: علي‌اكبر شيدا ـ آهنگ:‌ درويش‌خان ـ خواننده: استاد شجريان

اي مه من، اي بت چين، اي صنم

 

لاله رخ و زهره جبين، اي صنم

تا به تو دادم دل و دین، اي صنم

 

بر همه کس گشته یقین، اي صنم

من ز تو دوري نتوانم دگر (جانم)

 

وز تو صبوري نتوانم دگر

(بيا حبيبم، بيا طبيبم)

هر كه تو را ديده زخود دل بريد

 

رفته زخود تا كه رخت را بديد

تير غمت، چون به دل من رسيد

 

همچو بگفتم كه همه كس شنيد

من ز تو دوري نتوانم دگر (جانم)

 

وز تو صبوري نتوانم دگر

اي نفس انس تو احياي من

 

چون تويي امروزه مسيحاي من

حالت جمعي تو پريشان داری

 

واي به حال دل شيداي من

من ز تو دوري نتوانم دگر (جانم)

 

وز تو صبوري نتوانم دگر

***

  3ـ من ندانستم از اول ـ شعر: سعدي ـ آهنگ: علي‌اكبر شيدا ـ خواننده: سيما مافيها، شهرام ناظري

من‌ندانستم‌ازاول‌كه‌توبي‌مهرووفايي

 

عهدنابستن‌ازآن‌به‌كه‌ببندي‌و نپايي

دوستان‌عيب‌كنندم‌كه‌چرادل‌به‌تودادم

 

بايداول‌به‌توگفتن‌كه‌چنين‌خوب‌چرايي

گفته‌بودم‌چوبيايي، غم‌دل‌با‌توبگويم

 

چه‌بگويم‌كه‌غم‌ازدل‌برودچون‌توبيايي

***

4ـ امشب شب مهتابه ـ آهنگ: علي‌اكبر شيدا ـ خواننده: سيما مافيها، پريسا، سيما بينا، مرضيه، زند وكيلی، هايده ـ شعر: فروغي بسطامي

امشب‌به‌برمن‌است (و) آن مايه‌ی ناز

 

يارب تو كليد صبح (و) در چاه انداز

اي روشني صبح به مشرق برگرد

 

اي ظلمت شب با من بيچاره بساز

امشب‌شب مهتابه حبيبم را مي‌خوام

 

حبيبم‌اگر خوابه، طبيبم را مي‌خوام

مست است (و) هوشيارش كنيد

 

خواب است (و) بيدارش كنيد

گوييد فلاني آمده، آن يار جاني آمده، “آمده حال تو، احوال تو، سيه‌خال‌تو، سفيدروي‌تو ببيند برود” (2)

امشب‌شب مهتابه حبيبم را مي‌خوام

 

حبيبم‌اگر خوابه، طبيبم را مي‌خوام

كي باشد و كي (باشد و كي)

 

مي‌باشد (و) مي (باشد، مي)

او گه لب مي‌بوسد و من گه لب وي

 

اومست‌زمي گردد و من مست ز وي

امشب‌شب‌مهتاب حبيبم را مي‌خوام

 

حبيبم‌اگر خوابه، طبيبم را مي‌خوام

 

***

 

5ـ ماه غلام رخ زيباي توست ـ خواننده: مرضيه، زند وكيلی، سيما بينا ـ آهنگ: علي‌اكبر شيدا ـ شعر: فروغي بسطامي

 

ماه غلام رخ زيباي توست

 

 

“سروكمربسته‌ی‌بالاي‌توست‌اي‌حبيبم”(2)

مجمع‌دل‌هاي‌پريشان‌جمع،اي‌عزيز،‌اي‌حبيبم

 

 

“چين‌سرزلف‌چليپاي‌توست،اي‌عزيز،اي‌حبيبم”(2)

اي مه انور، لعل تو شكر

 

 

از همه بهتر، قند مكرر

“جانم جانم قند مكرر” (2)

 

 

لب خندان توست اي حبيبم

سرو كمربسته‌ی بالاي توست اي حبيبم

 

 

قند مكرر لب و دندان توست اي حبيبم

***

6ـ باشد از لعل تو يك بوسه تمناي دلم ـ خواننده: سيما مافيها، شهرام ناظري ـ آهنگ: ترانه‌ی قديمي احتمالاً از شيدا ـ به روايت استاد دوامي

باشد از لعل تو يك بوسه تمناي دلم

مي‌كشم خجلت از اين خواهش بيجاي دلم، عزيز واي دلم،‌ خدا، جان دلم

عاشق روي توام، بسته‌ی موي توام، كشته‌ی خوي توام

جانم، واي ساكن كوي توام، جانم، واي ساكن، خدا، كوي توام

حبيبم تا تويي خدا، دلبر من، حبيبم تا تويي ، خدا دلبر من

***

7ـ بوي جوي موليان ـ آهنگ: روح‌الله خالقي ـ شعر: رودكي ـ خواننده: استاد بنان، مرضيه

بوي جوي موليان آيد همي

 

ياد يار مهربان آيد همي

ريگ آموي و درشتي‌هاي او

 

زير پايم پرنيان آيد همي

اي بخارا، شاد باش و دير زي

 

مير زي تو ميهمان آيد همي

بوي جوي موليان آيد همي

 

ياد يار مهربان آيد همي

آب جيحون از نشاط روي دوست

 

خِنگ‌ ما را تا ميان ‌آید همی

میر ماه است و بخارا آسمان

 

ماه سوي آسمان آيد همي

مير سرو است و بخارا بوستان

 

سرو سوي بوستان آيد همي

بوي جوي موليان آيد همي

 

ياد يار مهربان آيد همي

***

8ـ ناديده رخت ـ آهنگ منصوب به تاج‌السلطنه است ـ خواننده: پريسا، سيما مافيها

 

“ناديده رخت” (2) در غم هجرت شده مشكل، جانم واي

“ترسم كه بمي” (2) بميرم نشود، مشكل من حل

تو نازنين يار منی، تو يار و غمخوار مني

من كه مي‌ميرم خدا، من كه مي‌سوزم، چرا دور از مني (2)

روزم به تعب، روزم به تعب، بگذرد و شب به فراقت، جانم

“زین هر دو شده” (2) زندگي‌ام عاطل و باطل

تو نازنين يار مني، تو يار و غمخوار مني

“من كه مي‌ميرم خدا، من كه مي‌سوزم، چرا دور از مني “(2)

***

9ـ ايران ـ آهنگ: درويش‌خان ـ خواننده: اقبال آذر ـ شعر: ملك‌الشعراء بهار

ايران‌هنگام‌كاراست‌برخيزو ببين ايران

 

 

وقت‌بوس‌وكناراست‌هوشيارنشين‌ايران

بختت‌درانتظاراست از پا ننشين ايران

 

 

آن‌لعبت‌خندان‌بامابه‌صدق‌به‌صلح‌وصفاست

ازجورفراوان‌هر گوشه شوري به پاست‌

 

 

ببين‌برسركويش‌چه‌شورو غوغا برپاست

خون‌ها شده پامال، آزاديش خون بهاست

خدا ز درد و غم رهاند ما را

 

خدا به كام دل رساند ما را

دور جهان نگر

 

“كه چه با ما خواهد كرد” (2)

دور زمان حب وطن نگر

 

“كه چه غوغا خواهد كرد” (2)

آه چه محنت‌ها كشيدي ايران

 

خيز كه روز فتح و ظفر شد ايران

آه به كام دل نرسيدي

 

جز غم نديدي ايران

خيز كه روزگار دگر شد

 

وقت هنر شد ايران

خدا ز درد و غم رهاند ما را

 

خدا به کام دل رساند ما را

تا كي به دل جواني نكنم

 

به‌عادت‌پيران‌جامي ‌بده به ياد وطنم

سلامت، ايران ايران

 

تا ز دل بركشم نعره‌ی آزادي

آه چه محنت‌ها كشيدي ايران

 

آه‌به‌كام‌دل‌نرسيدي‌جز‌غم‌نديدي ‌ايران

خدا به كام دل رساند ما را

 

خدا ز درد و غم رهاند ما را

***

10ـ سلسله‌ی موي دوست ـ شعر: سعدي و شيدا ـ آهنگ: شيدا ـ خواننده: پريسا، رضوي سروستاني، شهرام ناظري، ايرج بسطامي، سیما مافیها

سلسله‌ی موي دوست (خدا دلم)

 

حلقه‌ی دام بلاست (خدا خدا)

هركه‌در اين حلقه نيست (خدا دلم)

 

فارغ از اين ماجراست (اي حبيبم)

 

از شیدا:

 

 

(جانم، بي وفا، تو كه نبودي)

 

پر جور و جفا تو كه نبودي

(من از دست تو اي حبيبم كه دارم گله بسيار)

 

پريسا:

آب حيات من است (خدا خدا)

 

خاك سر كوي دوست (جانم جانم)

گردوجهان‌خرمي‌است(حبيب‌حبيب)

 

ما و غم روي دوست (اي عزيز آه)

دلبر بي وفا تو كه نبودي

 

پر جور و جفا تو كه نبودي

(من از دست تو اي حبيبم كه دارم گله بسيار)

 سيما مافيها:

شيوه‌ی نوشين‌لبان، (خدا خدا)؛ چهره نشان دادن است (عزيز من)

پيشه‌ی اهل نظر، (خدا خدا)؛ ديدن و جان دادن است (حبيب حبيب)

بابا بی‌ وفا تو كه نبودي؛ پر جور و جفا تو که نبودي

من از دست غمت؛ دارم گله بسيار

چون به لعلش مي‌رسي (خدا دلم)؛ جان بده و دم نزن (عزيز من)

نرخ چنين گوهري؛ نقد روان دادن است

با ما بي وفا تو که نبودي؛ پر جور و جفا تو که نبودي

دور از دل ما تو كه نبودي؛ بي مهر و وفا تو كه نبودي

(من از دست غمت) عزيزم؛ (كه مشكل ببرم جان)‌

 

 

نوشته شده توسط بهنام در ساعت 3:11 بعد از ظهر | لینک  |